تبلیغات
Lee Junki And Jung Ilwoo Iranian Fansite - Elle Magazine Interview Persian Translation
 
Lee Junki And Jung Ilwoo Iranian Fansite
The First Lee Joongi And Jung Ilwoo Iranian Fansite
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستای خوبم به وبلاگ ما خوش امدید این وبلاگ برای لی جونکی و جانگ ایل وو هستش؛هر در خواستی در رابطه با این دو بازیگر داشتید بگید براتون بزاریم.راستی دوستای خوبم نظر یادتون نره.....دوستون داریم
Hi Our Friend Welcome To Lee Joon Gi And Jung Il Woo Iranian Fansite.This Web Is For Lee Joon Gi And Jung Il Woo Please Support Us.And Dont Forget To Leave Comment
مدیر وبلاگ : Amir ali junkilwoo
<
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
<
 T ♕ aragirls
كد لوگوی سایت
 T ♕ aragirls
شنبه 6 تیر 1394 :: نویسنده : elina

ترجمه مصاحبه لی جونگی با مجله Elle :heart:

11329921_870903246337156_4264621369012091140_n

هرگز نجنگ

فقط زندگی کن

لی جونگی مانند بازیگری به نظر میرسه که با تبعیض ها مبارزه می کنه اما (در واقع) اون مبارزه نکرده٬ مقابله نکرده فقط اون ها رو با قدرت و انعطاف پذیری تحمل کرده. اون به عنوان بازیگری که به این راحتی ها خرد نمی شه جون سالم به در برده.

س: عکس برداری امروز چطور بود؟

سرگرم کننده بود. از آخرین باری که برای مجله تصویری عکس برداری داشتم زمان زیادی می گذره. هم چنین کارکردن با مدل زن خستگی رو کم می کرد.

س: شما به جز در قطعه کارهات(سریال ها و فیلم ها) به سختی جای دیگه ای دیده می شی؟

من فکر می کنم به عنوان یه بازیگر مهمه که یه موقعیت ثابت داشته باشم. علاوه بر این سعی می کنم که با سلیقه طرفدارام هم همراه باشم.

با این حال آدم های زیادی اطرافم هستن که به من پیشنهاد می کنن باید در برنامه های سرگرمی شرکت کنم٬ اونا می گن نباید فقط بازیگری رو دنبال کنم و باید از استعدادهای دیگه هم استفاده کنم. من تصمیم ندارم که به برنامه های سرگرمی برم اما بهش فکر می کنم و اونو می سنجم چون هنوز وقتش نیست که تصویرمو اینجوری به نمایش بگذارم. مسلما این امکان وجود داره که مردم فکر کنن من فعالیتی ندارم چونکه فقط رو کارهای هنری ام متمرکزم. برای همین دنبال راه هایی می گردم که به عامه مردم نزدیک بشم و به همین دلیله که به نمایش های سرگرمی هم فکر می کنم.

س: اگه شما توش شرکت کنین می تونید به خوبی از پسش بر بیاید

اگه قرار باشه برم دریا برام مایه نگرانیه(می خنده)

چون باهاش آشنا نیستم ممکنه برای فرار از ناشی گری بیش از حد واکنش نشون بدم.

ممکنه بیش از حد هیجان زده بشم. به هر حال دلیلی نمی بینم که نتونم ازش لذت ببرم. من بازی و سرگرمی رو دوست دارم.

س: تلویزیون زیاد نگاه می کنی؟

من بیشتر برنامه ها رو می بینم. در واقع تلویزیون دیدن رو دوست دارم و برنامه های تلویزیونی رو بررسی می کنم چون معتقدم اونا سنجش خوبی برای اینه که چک کنم جامعه به کدوم سمت میره و علایق جمعی چطوری شکل می گیره.

س: برنامه های مربوط به اخبار روز هم همین طور؟

اونها رو هم می بینم چون فکر می کنم دست کم باید از اونا خبر داشته باشم تا بتونم مسئولانه عمل کنم. منظورم این نیست که با نشون دادن دیدگاه های سیاسی ام تاثیری در جامعه بذارم. با این حال برای یه بازیگر مهمه که از جریان اطلاع داشته باشه. من یه چهره عمومی که توسط دولت حقوق می گیره نیستم ولی یه چهره نیمه عمومی هستم که می تونه بر مردم تاثیر بذاره. برای همین باید از جریان (جامعه) خبر داشته باشم تا بتونم تصمیم بگیرم چی بگم و چکار کنم. علاوه بر این وقتی به چیزها گوش می دم کم کم می تونم بفهمم چی رو باید تجزیه کنم و چی رو نباید.

حداقل وقتی چیزی می شنوم نمی خوام اینجوری باشم:«اون داره چی میگه؟»

هم چنین همه این اطلاعات می تونه کمکی در بازی کردن من باشه.

س: می گن شما اخیرا روز تولدتون یه کار داوطلبانه با فن ها داشتین؟

من شنیده بودم که فن هام توی کارهای خیرخواهانه فعالن برای همین از سال پیش از ادمین خواستم روی من هم حساب کنه.

انجام کار خیرخواهانه با فن ها راضی کننده تر از گرفتن هدیه مادیه. وقتی که می شنوم طرفدارای لی جونگی آدم های خوبین مثل اینه که بشنوم خود لی جونگی آدم خوبیه. اینکه با فن هایی که به خاطر من اونجا بودن یه سال بزرگتر بشم خیلی احساس خوبیه.

س:‌ عبارت «بازیگری که مثل گاو کار می کنه» روی اکانت اس ان اس شما٬ مثل یه طلسم می مونه

درسته٬ من نمی خوام استراحت کنم. پس مثل این می مونه که خودمو هیپنوتیزم کنم. موقعی که من در دهه بیست زندگیم بودم وقتی یه کاری مشهور می شد اثرات طولانی مدت داشت ولی این روزا این اثرات به سرعت از بین می ره. برای من کارکردن تنها راه ارتباط با عموم مردمه برای همین به این نتیجه رسیدم که باید حداقل سالی یه کار رو داشته باشم. برای همینه که سعی می کنم هر سال حداقل یه کار رو ارائه بدم.

س:‌ شما واقعا سالی یه کار -چه سریال چه فیلم- داشتی ولی بعد از شاه و دلقک به ندرت پیش اومده که سالی بیشتر از یه کار انجام بدی؟

انتخاب و تموم کردن یه کار حداقل نصف سال طول می کشه. برای همین سخته که بیشتر از یه کار داشته باشم. این امکان وجود داره یه فیلم و سریال پشت سر هم انجام بدم. به هر حال قبل از انتخاب کار٬ من مدتی رو صرف تعمق و سنجش می کنم.

س: طرفدارها نمی خوان شما رو بیشتر ببینن؟

بعضی از بازیگرها در حالی که منتظر کار دلخواهشونن ۴-۵ سال صبر می کنن. من می خوام به این اصل که بدون وقفه حداقل سالی یه کار انجام بدم پایبند باشم. برای همین ممکنه به خاطر فشار ناشی از زمان٬ تصمیم عجولانه بگیرم. در نتیجه طرفدارا به من می گن برای اون ها هم سخته کاری رو ببینن که من فکر می کنم تصمیم درستی نبوده پس از من می خوان که عجولانه رفتار نکنم.

س: شما کارتون هم دوست دارید؟

قبلا دوستشون داشتم ولی از وقتی وارد ۳۰ سالگی شدم تماشا نکردم.

س: وب تون چطور؟

تقریبا هرگز.

س: وب تون اصلی کار بعدیتون «محققی که در شب قدم می زند» رو دیدین؟

من معمولا از انجمن های آنلاین دیدن می کنم. یه موضوع داغ بین دوست داران سریال مطرح بود که قراره به زودی یه درام از روی وبتونی به نام محقق شب ساخته بشه.

اون موقع بود که من دنبالش گشتم. فکر کنم اوایل سال پیش بود. اون از همه لحاظ جدید بود برای همین از آژانس خواستم که بررسیش کنه و شنیدم که چند بازیگر دیگه هم کاندید شدن. بعد از اون ساخت درام به تاخیر افتاد و من این شانس رو پیدا کردم که اوایل امسال باهاشون تماس بگیرم. من فکر کردم نهایت سعی ام رو براش می کنم.

اینکه دقیقا بعد از تیرانداز چوسان دوباره سریال تاریخی بازی کنم یه خورده برام فشار بود ولی چون اساسش تازه بود دلم می خواست اگر شانس یاری می کرد بگیرمش. در کنار این که من واقعا جذبش شده بودم.

س: شما معمولا اینقدر فعالید؟

نه.

برای همین کارگردان گفت که خیلی تعجب کرده.

این در حالی بود که ما توی ملاقات اول تا نصفه شب مشغول نوشیدن بودیم. معمولا بازیگرها و کارگردان ها در ملاقات اول همدیگه رو ارزیابی می کنن ولی این بار برای منم اولین مورد بود.(که بر خلاف این عمل کردم)

س: چه چیزی بود که شما خیلی دوست داشتید؟

اول از همه من ژانر فانتزیش رو دوست داشتم. قیافه و توانایی فیزیکی و سبک بازیگری من طوریه که در ژانر فانتزی می شه به خوبی ازش استفاده کرد. من فکر کردم که کاراکتر ومپایر به تنهایی می تونه محقق شب رو جدید کنه.

س: اگر شما کار اصلی رو دیده باشید شاید توجه کرده باشید که کاراکتر کیم سونگ یئول خیلی شبیه شماست؟

خودم فکر کردم:«اوه؟ اون شبیه منه؟»

معمولا بازیگرها سعی می کنن با کاراکتر داستان اصلی هماهنگ بشن ولی این بار تصویر از قبل شبیه من بود که این یکی از دلایلی بود که منو به این کار جذب کرد.

ما الان بازیگرهای زیادی با چشم کشیده داریم(می خنده) ولی وقتی من در دهه بیست زندگیم بودم کسی شبیه من نبود.

س: شما از زمان شروع به کارتون به خاطر قیافه خاصتون در کانون توجه بودید. این قیافه خاص در عین حال که باعث شد بتونید دوام بیارید مثل یه محدودیت بود که باید بهش غلبه می کردید.

بله. به خاطر محبوبیت شاه و دلقک من شهرت زیادی به دست اوردم ولی پیشنهادهای زیادی دریافت نمی کردم. از من انتقادهای زیادی می شد که قیافم برای بازیگری مناسب نیست. برای همین من این احساس بحرانی رو داشتم که ممکنه (عمر) حرفه بازیگری من کوتاه بشه. پس از اون فیلم «پرواز کن پدر٬ پرواز» شکست خورد. اگرچه من یک ستاره بودم ولی به عنوان یه بازیگر خودم رو سرزنش می کردم. به هر حال همه کاری که می تونستم انجام بدم بازی کردن بود و من می خواستم که بازی کنم.

بعد از اون فکر کردم اگر کاری کنم که مردم توانایی های فیزیکی یا حالت های احساسی من رو ببینن رفته رفته با من آشنا می شن. این فکر باعث اطمینان در من شد. شاید به این خاطر بود که اونها بالاخره شروع به دیدن بازی من کردند.

س: خیلی از اوقات تعریف «لی جونگی خوب اجرا کرد» با عبارت «بهتر از اونی که فکر می کردم» همراه میشه.

در «زمانی بین گرگ و میش» تو زمینه بازیگری من بازخوردهای خوبی گرفتم ولی اغلب اوقات می گفتن به خاطر اینه که نقش خوبی رو انتخاب کردم. در زمان «ایلجیما» هم همین طور٬ این برچسب که «اون بهتر از اون چیزی بود که انتظار داشتم ولی می تونه همین جوری حفظش کنه؟» وجود داشت.

من شکست رو قبول نمی کنم.

“شما هنوز به من اعتماد ندارید. من همه چی رو از سر راهم کنار می زنم” . من نمی خواستم هیچ چیز از الف تا ی رو از دست بدم. در ساخت یه شخصیت احساسات مختلف رو نشون دادم و اکشن های زیادی رو بدون بدلکار انجام دادم. این باعث شد عنوان بازیگری رو بگیرم که سرشار از “زیبایی سختی(beauty of hardship)” ه و اینجوری تونستم اعتماد کسب کنم.

س: من فکر می کنم شما دائما با پیش داوری ها نسبت به خودتون جنگیدید.

و به نظر نمیاد که شخصیت خوبی داشته باشم(می خنده)

س: شما تعداد کمی آنتی فن داشتید.

“لی جونگی نمی تونه انجامش بده٬ اون فقط با شاه و دلقک شانس آورد.” اولش از اینکه خیلی از احساسات اونا اینجوری بود نا امید شدم. با تشکر از اونا به این نتیجه رسیدم که باید جایگاهمو به عنوان یه بازیگر پیدا کنم و فکر می کنم به خاطر اوناس که به اینجا رسیدم. البته که من با نگاه کردن به نظرات مخرب در اینترنت استرس می گرفتم. به هر حال دلیل اینکه هنوزم اون ها رو چک می کردم این بود که فکر می کردم تنها وقتی می تونم به عنوان یه بازیگر زندگی کنم که بر تمام اون ها غلبه کرده باشم. من سعی کردم از انتقادات بی زمینه چشم پوشی کنم و اون هایی که مفید بود رو قبول کنم. من هنوزم دنبالشون می گردم. من فقط (نظرات) خوب رو نمی خونم. من به نقد های دقیق توجه می کنم.

س: مهم نیست چقدر کلمات خوب درباره شما وجود داشته باشه٬ تلخ ترین هاش هنوزم تلخن. شما شخصیت قوی دارید؟

اگر قرار بود به خاطر نظرات مخرب تحت تاثیر قرار بگیرم اصلا از اولش خوندن نظرات رو شروع نمی کردم. همون طوری که این نظراتو می خوندم قوی تر و منعطف تر شدم. بازیگرها قراره که با کارشون توسط مردم قضاوت بشن. من نمی دونم که قراره تا کی به عنوان بازیگر در برابرشون بایستم ولی تا وقتی که به عنوان یه بازیگر زندگی می کنم باید باهاشون مدارا کنم. می دونم که هرچی زودتر ببینمشون٬ احساسشون کنم و دربارشون فکر کنم برای من بهتر خواهد بود.

اگر اینجوری فکر کنم:”من که کارمو خوب انجام دادم چرا اینا اینجوری می کنن؟” بالاخره یه روزی به راحتی دچار روزمرگی می شم.

الان من اونقدر بزرگ شدم که وقتی کسی داره مقاله ای درباره من می خونه به راحتی (بهش) بگم:”اونا تو نظراتشون چی می گن؟ چیز خوبی هست؟” شاید به خاطر اینه که من با بالا رفتن سنم تودارتر و منعطف تر شدم.

س: شما حسابی بزرگ شدید.

شاید به خاطر اینه که من درام های تلویزیونی بازی می کنم.

س: چرا اینجوری فکر می کنید؟

وقتی من برای اولین بار سیستم درام های تلویزیونی رو تجربه کردم٬ برام کشنده بود. فکر کردم دیگه نباید این کارو انجام بدم. اما من بهش معتاد شدم. ما هر هفته یه محصول با مدت زمان دو ساعت درست می کردیم و هرهفته نسبت بهش بازخورد می گرفتیم. اولش استرس زا بود ولی وقتی من توانایی سریع انجام دادن کارها و پذیرش نظرها رو پیدا کردم٬ سیستم سریال ها به تدریج جذاب تر شد.

س: شما باید از اون نوع آدم هایی باشین که سختی ها رو تحمل می کنن و ازشون لذت می برن.

چند وقت پیش من در چین فیلم برداری داشتم و از این که توی چنان محیط مجللی فیلم برداری کنم احساس راحتی نمی کردم.(می خنده) اون ها وقت زیادی به بازیگرها می دادن و بعد از فیلم برداری تعداد کمی صحنه٬ وقت استراحت می دادن اگرچه وقت هایی بود که ما واقعا سرمون شلوغ بود. به هر حال من از صبر کردن بیشتر از بازی کردن ۲۴ ساعته خسته می شم. به نظر می رسه من از سبْکِ سنگین و پرتکاپو لذت می برم.

======== بخش های حذف شده: روزهای سخت قبل از شروع به کار(مخالفت پدر و مادر٬ شغل های پاره وقت٬ امتحانات ابتدائی٬ واکنش دوستان به تصمیمش در مورد زندگی حرفه ایش) ========[مترجم: این قسمت ها رو از کره ای به انگلیسی ترجمه نکردن]

س: به نظر میرسه که وقتی سوالی پرسیده می شه جواب های شما مثل آبشار سرازیر می شه٬ معمولا افکار زیادی تو ذهنتون دارید؟

وقتی که افکارم گیر می کنه و احساس نا امیدی می کنم به دوستام زنگ می زنم تا با هم نوشیدنی بخوریم. حتی اگه اونا این افکارو مسخره کنن من باهاشون به اشتراک می گذارم و تکونشون می دم و ذهنمو پاک می کنم. من مغزمو با نگه داشتن اون(افکار) شکنجه نمی دم. برای همینه که معتقدم ملاقات یه هم صحبت خوب یه نعمت بزرگه.

س: این سِنّیه که وقتی دوستای نزدیکتون صحبت کردنو لازم نمی دونن شما احساس ناامیدی می کنین.

به خاطر همینه که می خوام عاشق بشم. ممکنه گفتن این حرف خوب نباشه ولی شما همیشه نمی تونین نیازهای دوستای مورد اعتمادتون رو در حال نوشیدن بر آورده کنین. در نهایت کمبودش رو با کسی که عاشقشین جبران می کنین. من دوست دارم یه رابطه پایدار داشته باشم. من دیگه اون جوونی نیستم که از رابطه های گاه و بیگاه لذت ببرم و من الان ۳۴ سالمه در حالی که تجربه روابط خیلی کمی دارم(می خنده)

س: به خاطر اینکه وقت ندارید قرار گذاشتن باید سخت باشه.

خودشه.

من این روزا احساس می کنم نمی تونم خوب احساساتمو نشون بدم٬ لطفا اینو بنویسید تا طرفدارام بدونن (می خنده)

س: فکر نمی کنید که طرفداراتون الان می تونن درکتون کنن؟

وقتی چک کردم جوابشون نصف نصف بود ولی من کسی نیستم که تحت تاثیر اونا قرار بگیرم. من باید عشق خودمو پیدا کنم. شاید این الان امکان پذیر نباشه ولی یه روزی من باید آیندمو بسازم و نمی تونم برای همیشه تنها باشم.

س: شما نمی تونید وقتی ازدواج کردید حرفه بازیگری پایداری داشته باشید.

حرفه بازیگری یه کار دائم نیست. هر چقدر شما از مشکلات دور بمونید و پاک زندگی کنید یه چیزی ممکنه اتفاق بیفته و شما کارتون رو یه دفعه از دست بدید. یا اینکه ممکنه بدون هیچ دلیل مشخصی فراموش بشید. پس شما باید به سختی کار کنید٬ باید جایگاهتون رو نگه دارید و اون موقع٬ وقتی خانواده ای داشته باشید اذیت نخواهند شد.

س: این ناراحت کننده است که شما برای مدت طولانی تنها زندگی کردید.

من ذاتا آدمی اهل خانه و خانواده هستم.

من تو خونه بودن رو بیشتر از چرخیدن این ور و اون ور دوست دارم. دوست دارم کسی رو داشته باشم تا ازش مراقبت کنم. برای همین این راهیه که با فن هام در پیش گرفتم. اگر فکر می کردم اون ها فقط آدم هایی ان که منو دوست دارن٬ نمی تونستم اینجوری بهشون توجه کنم. من آدمی ام که دوست داره از بقیه مراقبت کنه برای همین ارتباط خاصی با طرفدارام دارم. و با خانواده خودم هم همین طور. برای همین مطمئنم که ازدواج اثرات مثبتی برای من خواهد داشت.

س: گفته شده دنبال کننده های ویبوی شما بیشتر از ۱۶ میلیونه که از جمعیت سئول هم بیشتره. من شنیدم شما فن های زیادی در ژاپن و چین دارید.

به همون اندازه که زیاد هستند٬ من هم به خاطر اونا خیلی زیاد احساس امنیت می کنم.

من به خاطر اینکه خوب عمل کردم شانس زیادی به دست اوردم ولی به خاطر فن هام فرصت زیادی

پیدا کردم. من خیلی ممنونم که می تونم خارج از کره هم فعالیت های زیادی داشته باشم.

س: بیاین این مصاحبه رو همین جا تمومش کنیم. راستی ما درباره «محققی که در شب قدم می زند» هم صحبت نکردیم.

خب٬ پس ما باید بعد از درام دوباره همدیگه رو ملاقات کنیم؟(می خنده)

http://www.leejoongi1.tk





نوع مطلب :
برچسب ها :