Lee Junki And Jung Ilwoo Iranian Fansite
The First Lee Joongi And Jung Ilwoo Iranian Fansite
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستای خوبم به وبلاگ ما خوش امدید این وبلاگ برای لی جونکی و جانگ ایل وو هستش؛هر در خواستی در رابطه با این دو بازیگر داشتید بگید براتون بزاریم.راستی دوستای خوبم نظر یادتون نره.....دوستون داریم
Hi Our Friend Welcome To Lee Joon Gi And Jung Il Woo Iranian Fansite.This Web Is For Lee Joon Gi And Jung Il Woo Please Support Us.And Dont Forget To Leave Comment
مدیر وبلاگ : Amir ali junkilwoo
<
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
<
 T ♕ aragirls
كد لوگوی سایت
 T ♕ aragirls
یکشنبه 13 بهمن 1392 :: نویسنده : elina
epj-banner

این ترجمه مصاحبه ای از لی جونکی با یه مجله چهار قمسمتیه (منظور فصلنامه ست) که عنوان اونو در بنر مشاهده میکنید. به دلیل مسائل کپی رایت، تو این پست هیچ کدوم از عکس های زیبای این مجله، که نباید اسمی ازش برده بشه، آورده نشده

ادامه رو از دست ندید

اخیرا احوالاتت چجوری بوده؟ در حال استراحت کردن بودی و خیلی بازی میکردی؟

بله، با دوستام خیلی مینوشیدم، تا هر وقت دلم میخواست، میخوابیدم و همینطور ورزشم میکردم. اینروزا، دارم واسه فن میتینگ هام آماده میشم و همچنین در مورد اینکه چه برنامه هایی برای طرفدارام ترتیب بدم، فکر میکنم. به علاوه، یک ماه رو صرف ضبط کردن یه آلبوم کردم. اوایل، هنگام ضبط آلبوم، احساس میکردم بار سنگینی روی شونه هامه و خسته میشدم آخه خیلی وقته که از ضبط آلبوم قبلیم میگذره، اما وقتی ضبط رو شروع کردم و در بطن کار قرار گرفتم، ازش لذت بردم. نگاه کردن به کار خاتمه یافته ام، باعث میشه احساس موفقیت بکنم. و مهمتر از همه، به دلیل اینکه واقعا دلم میخواد سر صحنه فیلمبرداری، که ازش خیلی لذت میبرم، برگردم، دارم با دقت کار بعدی مو بررسی میکنم.

به خاطر دریافت جایزه برترین بازیگر مرد در مراسم دائجون دراما اواردز، بهت تبریک میگم. این اولین جایزه ایه که برای “دو هفته” دریافت کردی. بعد از این مراسم، چیکار کردی؟

واقعا روز شاد و لذت بخشی بود. با اینکه “دو هفته” از طرف خیلیا تحسین شد، اما با اینحال، انتظار نداشتم که جایزه ای بگیرم آخه سریال ریتینگ (رتبه بندی بینندگان) ضعیفی داشت و علاوه بر این، بقیه نامزدها هم بازیگرای ممتاز و برتری بودن. واقعا افتخار میکنم که همچین جایزه بزرگی رو دریافت کردم. شبِ اون روز، به خاطر اینکه دیر به سئول رسیدم، منو همکارام یه جشن همراه با نوشیدنی داشتیم. فک کنم واقعا از خوشحالی مست بودیم. نمیتونم خیلی اون شبو به یاد بیارم… (عرق میکنه). روز بعدش رو با خماری خیلی بدی رو تخت گذروندم (میخنده .

فعلا داری واسه تور آسیاییت آماده میشی. تمرین کردن برای خوندن و رقصیدن چطوره؟

همونطور که قبلا گفتم، من مشغول ضبط کردن (آلبوم) بودم و داشتم رو این موضوع که چی به طرفدارام بگم و اجراهای خاصی که دلم میخواد براشون به نمایش بذارم، کار میکردم، اما با اینحال خجالت آوره که اسمشو (منظور فن میتینگشه) کنسرت بذارید و منو هم خواننده فرض کنید. (میخنده) ترجیحا، لطفا به فن میتینگهای من، به عنوان محلی که میتونم به راههای مختلف با طرفدارام دیدار و گفتگو کنم، نگاه کنید. این یه راهه برای اینکه بتونم بیشتر با هوادارام در ارتباط باشم. خوندن و رقصیدن به از بین بردن استرسم کمک میکنه، به خاطر همینه که از تمرین کردن هم لذت میبرم.

تو این کنسرت، اتفاق خاصی هست که طرفدارا مشتاقانه منتظرش باشن؟

خوندن ترانه های سریال یا ترانه های مورد علاقه ام… ؟ اگه جزئیاتشو بگم که دیگه جالب نیست هوو هوو هوو. شما باید بیاین و خودتون تجربه اش کنید! با همه توانم میخونم تا براتون به یاد موندنی بشه! به هر حال بیاین باهم خوش بگذرونیم!

وقتی تو کشورهای دیگه اجرا داری، چه مدت اونجا میمونی؟ بعد تموم شدن اجرات، میری جاهای دیدنی اون کشورو ببینی؟ جایی هست که واقعا دلت بخواد این دفه که اومدی ژاپن، ببینیش؟

اساساً به همون اندازه که برای اجرام وقت لازم باشه، (تو اون کشور) میمونم. دوست ندارم بعد تموم شدن کارم اونجا بمونم آخه اینجوری به نظر میاد دیگه هیچ کاری برای انجام دادن ندارم. (میخنده) به همین دلیله که همیشه بعد از اتمام کارم، فورا برمیگردم خونه. اما این دفه شاید سعی کنم که بیشتر بمونم و بعدش خودم تنهایی برگردم. من همیشه با برنامه پیش میرم، بنابراین نمیدونم این اتفاق میوفته یا نه. (میخنده

تو خبرا خوندم که بعد از اتمام سریالت خیلی افسرده بودی، خب حالا حالت چطوره؟ حالا که بالای 30 سال سن داری، باید بدونی وقتی تنهایی چجوری خودتو سرگرم کنی. وقتی تنها هستی چیکار میکنی؟

من هنوز نمیدونم وقتی تنهام چجوری خودمو سرگرم کنم، مخصوصا شبا خیلی احساس تنهایی میکنم و بی خواب میشم اما خیلی سخته یکیو پیدا کنی که بتونی آخر شب ببینیش. وقتی تنهام، فیلم یا تلویزیون میبینم، کتاب میخونم، درمورد خیلی چیزا فکر میکنم، ساعتها، آنلاین بازی میکنم یا میرم بیرون و رانندگی میکنم… با سگای دوست داشتنیم، جون و کابی، میخوابم… شاید وقتی دوست.دختر پیدا کردم، باید برم سراغ سرگرمی های مختلف و متنوع اما هنوزم بودن سر صحنه فیلمبرداری، برام لذت بخش ترین کاره. وقتی که سر کاری هستم، سرگرمی های متنوع و روابط جالبی با افرادی که اونجا هستن، دارم، بنابراین بی صبرانه منتظرم تا دوباره به صحنه فیلمبرداری برگردم.

گفته بودی میخوای برای تعطیلات، با خانواده ات دوباره به هاوایی برگردی. برای تعطیلاتت برنامه ای داری؟ بعد از اتمام “دو هفته” چجور تعطیلاتی داشتی؟

به دلیل اینکه مسائل مهمی هستن که باید بهشون رسیدگی کنم، سخته که برای تعطیلات برنامه ای ترتیب بدم و فعلا باید سفرمو به هاوایی برای تعطیلات آخر سال، کنسل کنم. اما شاید بعد از اتمام فن میتینگهام و بعد از تصمیم گرفتن در مورد کار بعدیم، بتونم برم. واقعا دوست دارم به زودی با خانواده ام به یه سفر برم آخه خاطرات خوبی برام به جا میذاره و به قلبم نیرو میبخشه. شخصا تنهایی سفر کردنو دوست ندارم آخه به راحتی احساس تنهایی میکنم. (میخنده) یه جورایی حتی فکر کردن به تنهایی سفر کردن هم باعث میشه حس بدی بهم دست بده…

تو تنها برادرِ خواهرت هستی. اخلاقت تو خونه چجوریه؟

مثل یه مرد بوسانی معمولی بد اخلاقم؟ یا اینکه یه برادر دست و دل بازم که پول تو جیبی میده؟ من برادری هستم که واسه خواهرش همه کاری میکنه. نگرانم که مبادا به خاطر اینکه برادرش یه آدم معروفه، اذیت بشه. تازگیا برای خواهرم لباس و یه ماشین خریدم. بهش یه کارت اعتباری هم دادم و بهش اعتماد دارم آخه آدم صرفه جویی یه. اما مثل همه اهالی بوسان، وقتی هر دومون تو خونه هستیم، چیزی برای گفتن به هم نداریم. (میخنده) غیر از وقتایی که لازمه، زیاد باهم حرف نمیزنیم… اما چون هر دومون از آشپزی خوشمون میاد، اگه بخوایم چیزی بخوریم، با خوشحالی آشپزی میکنیم. چنین لحظاتی رو واقعا دوست دارم و ازشون لذت میبرم!

سریالای خودتو بعد از اتمام پخش شون میبینی؟ لطفا نظرتو در مورد “دو هفته” بهمون بگو.

هنوز وقت نکردم “دو هفته” رو بطور کامل ببینم. اخیرا یکمی از “ایلجیمه” و “گرگ و میش” رو دیدم و به خودم حسودیم میشه آخه اون موقع، تو دهه 20 زندگیم، خیلی جوون بودم و نیروی بدنی زیادی داشتم. (میخنده) با اینکه نمیدونم مهارت بازیگریم از اونموقع تا حالا پیشرفت کرده یا نه اما انعطاف پذیری و چابکی بدنم تو دهه 30 تفاوت عظیمی در مقایسه با زمانی که تو دهه 20 زندیگیم بودم، داره. یه جورایی احساس ناراحتی میکنم…

تازگیا چیزی برای خودت خریدی؟ یا چیزی هست که دلت بخواد داشته باشی؟

راستش من زیاد خرید نمیکنم اما تازگیا علاقه شدیدی به ماشین پیدا کردم و دلم میخواد یه لامبورگینی اونتادور داشته باشم. اگرچه در مورد اینکه یه دونه بخرم، فکر کردم اما چون این یه ماشین گرونه، میتونم فقط بذارمش تو لیست آروزهام و با فکر کردن بهش، خوش باشم.

اگه بخوای یه داستان عاشقانه رو بازی کنی، دوست داری کی همبازیت باشه؟

با هر کسی که بازی کنم، باعث افتخاره آخه فکر میکنم چیزای زیادی از همکارم یاد میگیرم و مهم نیست اون شخص چه کسی باشه. به همین دلیله که حتی تصورشم باعث ایجاد حس رقابت در من میشه. شما ترجیح میدین با کی بازی کنم؟ نظراتتونو از طریق تو.یتر، ویبو و امبا بهم بگین و من در موردش فکر میکنم. به نظرم مخصوصا اگه با یه بازیگر چینی یا ژاپنی همکاری کنم، جالب میشه آخه میتونم خاطرات ارزشمند و تجربیات زیادی به دست بیارم. دوست دارم دوباره همچین پروژه ای رو امتحان کنم.

افرادی که عشق ماشین هستن، معمولا ماشیناشون رو عوض میکنن (مدل روز میکنن) یا اینکه تغییرات میدن ماشینشونو(منظور اضافه کردن لوازم جانبیه). ماشین تو چه شکلیه؟

به نظر من، تغییر ندادن ماشین خیلی بهتره و نمیخوام لوازم غیر ضروری، به ماشینم اضافه کنم. فکر میکنم همون حالت اولیه و اورجینالش بهتره بنابراین بهترین کار اینه که اونو خوب تمیز کنی و بذاری از تمیزی بدرخشه.

طرفدارای ژاپنی زیادی داری که ازت بزرگترن. تا حالا با خانمی بزرگتر از خودت قرار گذاشتی؟ نظرت در مورد قرار گذاشتن با دختر بزرگتر از خودت چیه؟

البته، قبلا با دختری بزرگتر از خودم، قرار گذاشتم. اگه کسی باشه که افکار عمیقی داشته باشه، به دیگران توجه کنه و بتونه به خوبی باهام ارتباط برقرار کنه، خوبه. برای من سن فقط یه عدده. وقتی عاشق کسی بشی، دیگه پابند قید و شرط نیستی، درسته؟ در ضمن، معتقدم که اون شخص مناسب، یه روزی سر راهم قرار میگیره و بنابراین هیچ قصدی برای انتخاب یه نفر، چه کوچیکتر چه بزرگتر از خودم، ندارم.

افراد زیادی هستن که دوست دارن یه موزیک ویدئوی باحال دیگه مثل جی استایل ازت ببینن. برنامه ای برای ساختن همچین موزیک ویدئویی داری؟

من خواننده نیستم و نگرانم که ساختن موزیک ویدئو باعث بشه مردم احساس کنن که دارم خواننده میشم. بعلاوه، افراد زیادی هم هستن که ترجیح میدن که من به جای فروختن آلبوم، روی حرفه بازیگریم تمرکز کنم. بنابراین، فعلا به عنوان یه بازیگر، اولیتم بازی کردن در کارهاییه که از طرف منتقدان تحسین بشه و ببینده زیادی داشته باشه. با اینحال، از اونجایی که میدونم ساختن موزیک ویدئو منو به هیجان میاره، دوست دارم یه روزی دوباره امتحانش کنم.

فعلا در حال انتخاب کردن کار بعدیت هستی. وقتی که میخوای کاریو انتخاب کنی، بیشتر به چی اهمیت میدی؟ به نظر میرسه افراد زیادی دوست دارن که یه داستان عاشقانه پرشور بازی کنی، انتظارات خودت چیه؟

مهمترین چیز اینه که اون کار صرفا برای سرگرمی ساخته نشه، بلکه باید از طرف بینندگان مورد توجه قرار بگیره. فکر میکنم اگه یک برنامه بتونه قلب افراد زیادیو بدست بیاره، بهتر از اینه که تا آخرش هیچ تاثیری روی اونا نداشته باشه. البته در وهله اول، مهم اینه که وقتی یه فیلنامه رو میخونم، به نظرم جذاب باشه اما حیف، انتخاب یک پروژه کار سختیه و به همین دلیل در حال حاضر افکار و نگرانی های زیادی در مورد انتخاب کار بعدیم دارم. اینطور نیست که عمدا کار رمانتیک یا  کمدی-رمانتیک رو انتخاب نکنم، فقط به این دلیله که فیلمنامه ای رو ندیدم که خیلی برام جذاب باشه. اما اگه این چیزیه که طرفدارا میخوان، با دقت بیشتری بررسیش میکنم.

تو سریال “دو هفته” نقش یک پدر رو داشتی. فکر میکنی در آینده  به عنوان یک پدر، چطوری هستی؟

فکر میکنم پدری میشم که بچه هاشو خیلی دوست داره. اه ها ها! در حالت ایده آل، دوست دارم که یه دختر بانمک داشته باشم. اگه یه دختر داشته باشم، بهش توجه زیادی میکنم و فقط برای اون زندگی میکنم. فقط فکر کردن به دخترم، خوشحالم میکنه و باعث میشه لبخند بزنم. میخوام یه پدر مهربون و دوست داشتنی باشم که خودشو وقف خانواده اش میکنه.

نظرت در مورد سریال ها یا فیلم های دنباله دار چیه؟ اگه برنامه ای برای ساختن ادامه کارهای ارزشمندت باشه، نقشی هست که بخوای بازیش کنی؟

فکر میکنم تا حالا همه کارام فوق العاده بودن اما شخصا دوست دارم نقش لی سو هیون تو سریال “گرگ و میش” رو دوباره بازی کنم. من وابستگی زیادی به این شخصیت دارم طوری که گاهی وقتا فکر میکنم اون هنوزم زنده ست و داره یه جایی، اون بیرون، زندگی میکنه. جالب نیست که بفهمیم چه اتفاقی برای لی سو هیون افتاده؟ همچنین تصور ادامه دادن “ایلجیمه” هم جالبه!

بازیگرای کره ای زیادی هستن که دوست دارن تو هالیوود کار کنن و حتی بعضی هاشون تو فیلمای هالیوودی بازی کردن. هیچ برنامه ای یا امیدی برای رفتن به هالیوود داری؟

اگه بخوام علاقه به هالیوود رو تو یه جمله توصیف کنم، غیر از این نخواهد بود: “این آروزی هر بازیگریه” و همینطور به دلیل اینکه فیلمای هالیوودی در سرتاسر دنیا بیننده دارن، حضور در هالیوود، کار بزرگی خواهد بود. به همین دلیل، اگه یه روزی این شانسو داشته باشم، بازی در یک فیلم هالیوودی رو قبول میکنم. به هرحال تدارکات زیادی لازمه تا این اتفاق بیوفته و به نظرم هنوز برای من زوده. اگه نتونم عبارات و اصطلاحات و فرهنگ اونارو به درستی درک کنم، برای بیننده ها سخته که باهام ارتباط برقرار کنن. اگه اون روز برسه، دوست دارم با طرفدارام به هالیوود برم و جشن بگیرم. تا وقتی که اون روز برسه، لطفا خیلی حمایتم کنید. باور دارم همچین روزی خواهد آمد.

برای شب سال نو و کریسمس و سال جدید چه برنامه هایی داری؟

اگرچه فکر میکردم آخر سالو دوباره تنها هستم، اما خوشحالم که میتونم این دسامبر، طرفدارامو دوباره ملاقات کنم. این کریسمس میخوام برم جایی که هیچ زوجی نیست… (میخنده) احتمالا از الان تا ماه فوریه، به خاطر فن میتینگ هام، سرم شلوغه.

سه تا آرزوتو که در پایان این سال و آغاز سال جدید، دوست داری به حقیقت بپیوندن، بگو.

امیدوارم “دو هفته” که همه تون دوسش داشتین، جایزه بگیره! و دوست دارم تو فن میتینگ هام اوقات به یاد موندنی و خوشی برای طرفدارام بسازم. همچنین امیدوارم سریعا در مورد کار بعدیم تصمیم بگیرم و بتونم با کار جدیدم در نیمه اول سال 2014، همه رو ملاقات کنم. همینطور میخوام به زودی با خانواده ام به سفر برم! (میخنده


www.leejoongi-fans.com





نوع مطلب : Lee JoonGi، 
برچسب ها :




 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic